آهنگی که به یاد تو و پدری هر روز مسیر اداره تا خونه- تو ماشین با صدای بلند گوش میدم و اشک میریزم
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه کنارم هستی و باز هم بهونه هامو میگیرم میگم:وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم میدونم که یه وقت هایی دلت میگیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو میخوای یه جورای خودآزاری کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاست دریا مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا قشنگه ردپای عشق بیا بچرخ زیر برف اگه...
وقتی از بغض توانایی حرف زدن نداری و همه بهت میگویند بگو!بخند !غصه نخور
دخترکم دو ساله شدنت مبارک.اسطوره درد و تحمل من .
آنیتا گلم هرچند تمام این دوسال تو در درد و رنج خلاصه شده و بس و روزهای خوشی چون نشستن و ایستادن و راه رفتن رو برایم به خاطره گذاشتی اما حال این روزهای ما کم از مردن نیست دخترک گلم اسطوره درد و تحمل دخترک با شعورم هر موقع مادر اشک میریزد تو با نگاه های معصومت نگاهم میکنی و سعی میکنی حالت رو عوض کنی بازی کنی و بخندی من میفهمم میفهمم تو چقدر درک میکنی همین برای ذره ذره آب شدنم کافیست این روزها بغض عجیبی گرفته ام توانایی صحبت کردن هم ندارم فقط به عشق پدری خودم را نگه میدارم در هرجایی که تنها باشم اشک میریزم و خدا را صدا میزنم نکند اشک هایم گونه های تو و پدری را خیس کند و غصه هایتان را دو برابر خجال...
یاعلی
چه احترام غريبي دارد اين ذكر ساده (( يا علي)) اين همه از پا افتاده كه به مدد نام تو برمي خيزند اين همه دست كه به ياد تو گرفته مي شوند. كسي را نديده ام كه ذكر تو گفته ودرمانده شود چه خانه هايي را ديده ام كه بر سر در خانه شان ((يا علي)) نوشته و هيچ سائلي از آن دست خالي برنگشته است. چه مردانگيهايي را ديده ام كه فقط به بهانه بردن نام تو ، چراغ شكسته دلهاي گرفتار را روشن كرده اند . چه دلهايي كه به حرمت همين ذكر به راه برگشته اند. از دوست ودشمن نشنيده ام كه نام تو را برده ونا اميد شوند. چه قدرت عجيبي دارد اين ذكر ساده ، ((يا علي)) پس ((يا علي)) ...
شهرام یه پدر تمام عیار
شهرامم شرمنده ام که دخترمان نمیتواند روز پدر را بهت تبریک بگه . خیلی ناراحتم .غصه ام میگیرد زمانی که بیایی خانه و دراغوشت بگیرم . و من بهت تبریک بگم اما دخترمان حتی توانایی گل دادن بهت رو نداره . دلم گرفته از این همه دردی که ما متحمل میشیم دلم خیلی گرفته اما اینو بدون تو نهایت پدری رو درحق آنیتا تموم کردی من همیشه به پدر بودن تو افتخار میکنم همینم باعث تصمیم جدیدم شده عشق من امروز که حال آنیتا ساعت 6 صبح بد بود و نمیتونست به راحتی از شدت سرماخوردگی نفس بکشه تو بیدار شدی و بغلش کردی بدون اینکه به من بگی با محبت بغلش کردی رفتی تو پذیرایی بخور رو روشن کردی و براش بخور اکال...
میگذرد....
اینگار نه اینگار داروها نمیخوان جنمی از خودشان نشان دهند فقط تویی و درد منمو اشک و غصه هر روزمان شبیه هم پنج شنبه و جمعه هم مهمون داشتیم اونا هم یه بچه ای مثل شرایط تو دخترک داشتن و الان کلاس دومه اوضاعشم خوب بود اما یک مشکل دیگر وجود داشت که بعدا تو خصوصی مینویسم شربت کبرا رو زیاد کردم 2.5 اما بی فایده دیروزم پیش محمدی وقت داشتی که نیومد تلفنی با دکتر حسینی صحبت کردم قرار شد امروزم صبر کنم فردا بهش زنگ بزنم به احتمال زیاد داروهات عوض میشه دوباره سرفه و آب ریزش بینی هم شروع شده دیشب دکتر امپول سفتریاکسون ،دگزا داد الهی بمیرم برات که درد میکشی و قدرت بروز دادن نداری ...



